۰۰۳-ای سند نجات من ، ولایت تو یا رضا

۲۵ شهریور ۱۳۹۲ در ۶:۳۱ق٫ظ

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

ای سند نجات من ، ولایت تو یا رضا
صحن نو و عتیق تو ، کعبه و کربلا رضا

دلم به یاد تو بود ، مدینه ی الرضا رضا
زیارتت به دین من ، زیارت خدا رضا

تو و کرامتت مرا زخود مکن جدا رضا
رضا رضا رضا رضا  ،  رضا رضا رضا 

شَهی که خاک طوس از او آمده محترم توئی
مَهی که نور می دهد ، بر عرب و عجم توئی

رئوف اهلبیتی و ولیّ ذوالکرم توئی
به مسجد الحرام دل ،قبله توئی حرم توئی

صفا و مروه میکند با حرمت صفا ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

اَلا اَلا ثنای تو ذکر علی الدّوام من
رئوف من ، عطوف من امید من امام من

لحظه به لحظه دمبدم ،بر حرمت سلام من
به غرفه های مرقدت،خورده گره زمام من

در حرمت گرفته ام ذکر رضا رضا رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

منم که بین طوتیان ، گرم ترانه توام
کبوتری شکسته پَر ، در آشیانه توام

نیازمند گندمی ، در آستانه توام
بال زنان دورو بَرِ ، نقاره خانه توام

اگر پرم زکوی تو ، بگو پَرَم کجا رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

حیات جان پرا کند بوی خوش نسیم تو
مادر خلقت آمده سائله ی قدیم تو

صراط اولیای حق صراط مستقیم تو
دل ز فرشته می برد کبوتر حریم تو

ملک بسوی این حرم آورد التجا ،‌رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

ناز کند به سلطنت اگر تو را گدا شوم
نه لایقم گدا  شوم گدات را گدا شوم

چه می شود قبول تو به خاطر خدا شوم
نه تو زمن جدا ش.ی نه من زتو جدا شوم

نه من تو را رها کنم تنه تو مرا رها ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

توئی که درد روح را زفیض تن دوا کنی
عقده ز کار عالمی به یک کرشمه وا کنی

کلیم را عصا دهی مسیح را دعا کنی
چه می شود که یک نظر به قلب سنگ ما کنی

ای که به یک اشاره ات سنگ شود طلا ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

ولایت تو دین من نه دین من که دین ، هم
محبت فروغ دل چراغ هر دو عین ، هم

عنایت تو بیشتر ز ظرف عالمین ، هم
مقام زائرت فزون  ز زائر حسین ،‌هم

رشک برد بزائرت زائر کربلا ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

خزان شدم که بخشیم ز اشک و خ.ون بهار ها
به هر دقیقه عمر خود کشیدم انتظار ها

که در طواف مر قدت رسد مرا فشار ها
کنم دراز دست خود به عجز و ناله بار ها

که پنجه ام گره خورد به غرفه ی تو یا رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

گلی که شد خزان تو بهار لاله چید از او
دلی که شد از ان تو ،‌فروغ حق دمید از او

کسی که زائر تو شد عطا ز تو امید از او
ز لطف و مرحمت کنی سه بار بازدید از او

تو را سزد تو را سزد تو را چنین عطا ،‌رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

مرا به مهر خود ببر که با ولات زیستم
به تربتت شتافتم به غربتت گریستم

در آفتاب صحن تو اگر دمی بایستم
بسایه ی بهشت هم نیاز مند نیستم

جهنم است بهر من بهشت بی رضا ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

مرا تقرب خدا ولای تو سبب شده
مدح تو و ثنای تو دعای روز و شب شده

هر نفسی که می زنم سلسله الذهب شده
کبوتر تو از ازل بذکر تو ادب شده

زیان من که باز شد تو را ،‌زدم صدا ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

توئی توئی که چون خدا نظر به بنده می کنی
نوئی که جان مرده را دوباره زنده می کنی

تو شام تیره را سحر زفیض خنده می کنی
تو نقش شیر پرده را شیر درنده می کنی

تو مور خسته را دهی بال و پر هما ، رضا
رضا رضا رضا        رضا رضا رضا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *