۰۱۸- جز ببوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
5 شهریور 1392 در 4:28ق.ظ
السلام علیک یا صاحب الزمان
جز ببوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
خاطری کز تو فراغت طلبد خاطر نیست
سالکی را که دل از کف نبرد جذبه ی شوق
گر چه عمری بسلوک است ولی سائر نیست
دیده ای را که بود جز بتو هر سو نظری
بخدا در نظر اهل نظر ناظر نیست
مرغ دل در قفس سینه که سینای تو نیست
گرچه دستان زمانست ولی ذاکر نیست
دل ارباب حضور و هوس حور و قصور
حاش لله که چنین همتشان قاصر نیست
هر که در دام تو افتاد بگردید خلاص
عشق را اول اگر هست ولی آخر نیست
دل بعموره ی حسن تو بود آبادان
گر چه از باده خرابست ولی بائر نیست
مفتقر را مگر از بند ، تو آزاد کنی
بال و پر بسته چه پرواز کند ، قادر نیست
(آیت الله غروی اصفهانی)
(کمپانی)
دیدگاهتان را بنویسید