۰۱۷-ما را به جهان جز به تو کاری نبود

20 مرداد 1392 در 4:20ق.ظ

السلام علیک یا صاحب الزمان

ما را به جهان جز به تو کاری نبود

جز بر کرمت امیدواری نبود

بیتابی عاشق بود از قلب سلیم

زیرا که سلیم (۱) را قراری نبود

مست تو بجز دم ز انا الحق نزند

در خاطرش اندیشه ی داری نبود

دل نخله ی طور است چه غوغا کو را

جز سرّ انا الحق بروباری نبود

آئینه ی دل را که ز وحدت صافی است

جز کثرت موهوم غباری نبود

در کون و مکان دائره ی وحدت را

جز نقطه ی دل هیچ مداری نبود

آن سینه که سینای تجلّای تو شد

در پرده دریش اختیاری نبود

از باده ی عشق هر که گردیده خراب

بر لاف و گزافش اعتباری نبود

در بزم شراب وساقی گلرخ یار

البته امید هوشیاری نبود

جانا نظری مفتقر کوی ترا

جز فق و فنادار و نداری نبود

(آیت الله غروی اصفهانی)

(کمپانی)

۱: سلیم : مارگزیده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *