۰۰۱-ای یکجهان برادر ، وی نور هر دو دیده

۴ خرداد ۱۳۹۲ در ۴:۵۹ق٫ظ

السلام علیک یا زینب الکبری

ای یک جهان برادر ، وی نور هر دو دیده

چون حال زار خواهر چشم فلک ندیده

بی محمل و عماری ، بی آشنا و یاری

سرگرد هر دیاری ، خاتون داغدیده

خورشید برج عصمت ، شد در حجاب ظلمت

پشت سپهر حشمت ، از بار غم خمیده

دردانه بانوی دهر ، بی پرده شهره شهر

دوران چه کرده از قهر با ناز پروریده

ای لاله دل ما ، ای شمع محفل ما

بر نی مقابل ما ، سر بر فلک کشیده

بنگر به حال اطفال در دست خصم پامال

چون مرغ بی پر و بال ، کز آشیان پریده

یکدسته دلشکسته ، بندش بدست بسته

یکحلقه زار و خسته ، خارش بپا خلیده

دست سکینه بر دل پای رباب در گل

کافتاده در مقابل ، اصغر گلو دریده

بر بسته دست تقدیر ، بیمار را بزنجیر

عنقاء قاف و نخجیر هرگز کسی شنیده !

آهش زند زبانه روزانه و شبانه

از ساغر زمانه زهر الم چشیده

رفتم بکام دشمن در بزم عام دشمن

داد از کلام دشمن خون از دلم چکیده

کردند مجلس آرا ، ناموس کبریا را

صاحبدلان خدا را دل از کفم رمیده

گر مو به مو بمویم ، آرام دل نجویم

از آنچه شد نگویم با آن سر بریده

زان لعل عیسوی دم ، حاشا اگر زنم دم

کز جان و دل دمادم ختم رسل مکیده

(آیت الله غروی اصفهانی )

(کمپانی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *