۰۰۱- امشب میان گریه و لبخند خود گمم

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۵:۱۶ق٫ظ

السلام علیک یا محمدبن علی ایها الباقر

امشب میان گریه و لبخند خود گمم

سرشار  از طلوع  بهار  تبسمم

دریایم و  طپیده به لبهام  نبض موج

تا آسمان رسیده شعور تلاطمم

جارو  به برج و باروی اندیشه میزنم

تا سایل  مدایح   معصوم پنجمم

من  شاعر  صداقت  گلهای قاصدک

من جابر سلام  رسولان  مردمم

هرجا که باز  پنجره ای شد  کبوترم

هرجا که بسته است در مهر کژدمم

صدها ابوبصیر  شود طفل  مکتبم

دریای علم تو بچشاند  اگر خمم

پیچیده  در تلاوت  معصوم  نام تو

عطر  گل  محمدیت  در   تکلمم

بر خاکهای مرقد نورانی تو ساخت

گلدسته ها و گنبد زرین تجسمم

امشب دوباره شوق مرا بال و پر بده

امشب که بین گریه و لبخند خود گمم

( میثم مومنی نژاد )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *